تبليغاتX
من و آرزوهایم

 

 

من و آرزوهایم
گفتی محبت کن برو , باشد , خداحافظ , ولی... , رفتم که تو باور کنی , دارم محبت میکنم......

تبليغات متني

مکان تبليغات شما

شما مي توانيد با کمترين هزينه در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.

مکان تبليغات شما

شما مي توانيد با کمترين هزينه در اين مکان تبليغ خود را قرار دهيد.

سايت طنز گيجعلي
نگاهي متفاوت به محيط پيرامون

درباره وبلاگ


لينک دوستان


لينکستان


آمار و امکانات


نويسندگان


 

تبليغات

.


چند روزی بود خونمون رو می خواستیم رنگ كنیم خلاصه بعد از كلی جمع كردن وسایل و بقیه ی كار هایی كه لازم بود زنگ زدیم كارگرای محترم كه تشریف بیارن اونا هم گفتن كه فردا ساعت ٨ صبح میان خلاصه منم رفتم توی اتاقم و شروع به كار كردن كردم و اصلا حواسمم نبود كه فردا كارگر داریم خلاصه حدود ساعت ٤ صبح بود كه گرفتم خوابیدم و فردای اون روز هم بابام منو به زور بیدار كرد گفت بیدار شو الان كارگرا میان به هر زحمتی بود بیدار شدم و منتظر كارگرا شدم تا امدن شرو كردن به كار كردن منم رفتم یه گوشه  نشستم و نگاهشون میكردم و همینجوری داشتم تو افكارم راه میرفتم كه یهو احساس كردم یه گرمای خاصی دور و بر من رو گرفته یه جورایی احساس میكردم تو جهنمم یهو برگشتم دیدم پشت سرم تا چشم كار میكنه سیاهیه تو دلم گفتم خدا اینجا كجاست دیگه من كجا اینجا كجا تو همین فكرا بودم كه دیدم یه صدایی داره میاد هرچی اینور اونور رو نگاه میكردم هیچی مشخص نبود تا اینكه دیدم ٤-٥ نفر رو دارن به سمت من میان ٢-٣ نفر هم مثل محافظ دورشون هرچی كه نزدیك تر میشدن قیافه هاشون رو بهتر میشد تشخیص بدی یهو دیدم اكهی این آقا و اون پسره و بغل دستیشون خیلی آشنا هستن خیلی شكه شدم نمیدونید كه این ٣ تا آدم با اون قیافه های نورانی اینقدر مظلوم آدم گریش میگرفت پیش خودم میگفتم آخه خدا بی پدر مادر از اینا كه وجود نداره آخه اینا چرا اینقدر نورانی هستن آخه نمیدونید چه نوری از صورت اینا میتابید باز داشتم با خودم میگفتم دیوس تر از اینا خودشون بودن آخه این چه نوری هست كه اینا دارن آخه مگه بی شرف تر از اینا هم وجود داره پس اون نوره چیه نمیدونید كه چه صورت نورانیی داشتن با چه مظلومیتی آخه جاكش تر از اینا هم كه وجود نداره خدا اینا كه زناشون و دختراشون و بغیه جنس مونثای خاندانشون فاحشه بودن باز با این همه گناه یه صورت نورانی به این صورت داشتن تو همین فكرا بودم كه داشتم بهشون نزدیك میشدم  ولی انگار یه نیرویی منو از این كه پیش اونا برم منع میكرد گفتم خدا یه كاری كن برم پیش اینا ازشون بپرسم با تمام این كثافت كاریایی كه محمود و مجتبی و باباش و با اون زنه با اون شكمه ضایش كه همشون هم لخت و عریان بودن چه طوره كه این همه نورانی هستن تو همین موقع ها بود كه دیدم یكی داره اسمم رو صدا میزنه یهو با یه ترسی و وحشتی چشممو باز كردم دیدم بابامه . بابام گفت چته پسر  منم شروع كردم به گفتن ماجرا تا اونجایی كه رسیدم به اونا بعد بقیه حرفامو موندم چه جوری بگم دل و به دریا زدم و گفتم بابا جون این آخرش كه به اونا نزدیك شدم هزار بار خدا رو شكر كردم كه همش یه خواب بوده میدونی چرا آخه نفری یه گرز آتشین كرده بودن تو كونشون تازه اونم برعكس كه نتوننن درش بیارن من بعد از اون تازه فهمیدن این همه نور و نورانیت و حاله ی نورانی ماله چی بوده تازه به یه كشف مهم هم رسیدم اونم اینكه او حاله ی نور محمود رو كه میگن احتمالا اظافی تششعات همو گرزه هستش
نتیجه اخلاقی : خودتون نتیجه گیری كنید دیگه حتما كه نباید همه چیزو آماده تحویلتون بدن

منبع : من و آرزوهايم


|+| نوشته شده در 88/05/10 | نويسنده بچه پرو | داغ کن - کلوب دات کام Balatarin موضوع :دست نبشته هايم

دوستاي گلم در ضمن بايد ياد آور بشم كه تمامي پست هاي مربوط به رمان دالان بهشت بر گرفته از وبلاگ گروه ايران الايو ميباشد

خوب بریم سراغ رمان دالان بهشت ابتدا جاداره که از خانم ناهید عزیز که ایشان خیلی به بنده و گروه لطف کردند و زحمت تایپ این رمان را کشیدند تشکر کنم.

و شما هم اگر می خواهید از ایشان تشکر کنید کافیه که یک ایمیل تشکر برایشان ارسال کنید

ایمیل خانم ناهید:

nahidshiz@yahoo.com

و اما...

شماهایی که اهل رمان هستید  .... !!؟؟؟

 

نام رمان بعدی : برزخ امّا بهشت

این یکی از شاهکارهای خانم نازی صفوی هست که از فردا قسمت اول این مجموعه برایتان ارسال می شود


|+| نوشته شده در 88/05/08 | نويسنده بچه پرو | داغ کن - کلوب دات کام Balatarin موضوع :دست نبشته هايم

131214

 151819

2021
t3

t8t9t7
t12t1t2.
Untitled-1t6t14
Untitled-3Untitled-4Untitled-8
Untitled-9Untitled-5Untitled-7
Untitled-10Untitled-11

|+| نوشته شده در 88/05/03 | نويسنده بچه پرو | داغ کن - کلوب دات کام Balatarin موضوع :دست نبشته هايم

nonetwork.jpg


ممکن است شما نیز گاهی حوصله و وقت کافی برای پاسخ گویی به تلفن هایی که به موبایلتان زده میشود را نداشته باشید ؛ شاید گوشی را خاموش کنید و یا حتی بدان پاسخ نگویید که این دو کار تا حدودی خلاف ادب است. اما قصد داریم تا روشی ساده اما کاربردی را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آن میتوانید کاری کنید که هر زمان کسی با شما تماس گرفت با پیغام " شماره مشترک مورد نظر در شبکه موجود نمیباشد " یا " شماره مورد نظر مسدود است " و یا ... روبرو شود.

1- مقدار فويل(متناسب با سايز گوشي) را دور گوشي خود پيچيده تا از دسترس خارج شويد فقط ايرادش اينه كه ديگه اس ام اس هم نميتونيد دريافت كنيد اما اگه مايل به دريافت و ارسال sms هستيد بهتون پيشنهاد ميكنم از روش دوم استفاده كنيد.

٢- خوب حالا  میبایست کد #094*21*  يا#000000*21* يا#0938*21*يا#009820*21* و يا كلي كد ديگه  را در گوشی وارد کنید و سپس دکمه Call (دکمه سبز رنگ) را فشار دهید. پس از چند ثانیه علامتی بر روی صفحه گوشی ظاهر میشود که به معنای فعال شدن این موضوع است.اکنون هر کس با شما تماس بگیرید با پیغام هايي نظير مشترك مورد نظر در دست رس نميباشد و چيز هايي شبيه اين بر خورد میکند.اما برای غیرفعال کردن این قابلیت کافی است که کد #21# را در گوشی وارد کنید و سپس دکمه Call (دکمه سبز رنگ) را فشار دهید.اکنون میتوانید تماسهای رسیده را دریافت کنید.

چند نکته:با فعال سازی این قابلیت هم میتوانید SMS بفرستید هم SMS دریافت کنید..این ترفند با استفاده از سیستم Diverting گوشی ها صورت میپذیرد.این ترفند تنها بر روی مخابرات ایران تست شده است.

اين هم يك راهكار براي اينكه بتوانيد با كسي كه دايورت كرده تماس بگيريد

اما يه چيز مهم تر اين كه هر ترفندي كه ارائه ميشه بايد يه ترفند ديگه هم پشت بندش بياد كه ديگه كسي ادعا هاي الكي نكنه البته شايان ذكر است كه اين داستاني كه براتون تعريف ميكنم روي ايرانسل بهتر جواب ميده تا همراه اول و تاليا ولي در كل كار ميكنه ١٠٠% تضميني خوب حالا ديگه ميرم سراغ آموزش و اونم اينكه اگر يه زماني يكي از دوستاتون خواست با شما چنيين شوخيي بكنه شما هم خيلي محترمانه گوشيتون رو روي شماره شخص مورد نظر دايورتDivert ميكنين يا ميتونين از اين كد استفاده كنين #شماره تلفن مورد نظر*21* بعد دكمه سبز رو ميزنيد تا تلفن همراهتون دايورتDivert بشه بعدش شماره خودتون رو ميگيريد اونجاست كه ميبينيد داره بوق ميخوره و طرف مقابلتون هم حالش حسابي گرفته شده

بازم كد رو اينجا مينويسم

#شماره تلفن مورد نظر*21*

در ضمن براي بيرون اومدن از دايورت از كد زير استفاده كنيد

#21#

منبع : من و آرزوهايم


|+| نوشته شده در 88/05/01 | نويسنده بچه پرو | داغ کن - کلوب دات کام Balatarin موضوع :دست نبشته هايم

koodake-thumb.jpg

 

148owuo.jpg

 

سازمان ملل حرکت جدیدی را برای کمک به کودکان فقیر جهان شروع کرده است که بر اساس آن به ازای هر کلیک روی یک سایت معرفی شده، به یک کودک گرسنه  در جهان غذا و یا یک کتاب می‌رسد.

لطفا با مشارکت در بخش اهدای کتاب به کودکان و یا برنامه تامین غذا WFP سازمان ملل متحد با کلیک بر روی آدرس :

    http://thehungersite.com

 

بر روی دکمه زرد  آبي - صورتي و ....  رنگ وسط صفحه کلیک کرده و به این ترتیب به ازای هر کلیک، کمپانیهای اسپانسر هزینه یک وعده غذای رایگان و یا اهدای یک کتاب را برای کمک به کودکان را تامین می‌کنند .با توجه به انتخاب تصادفی اسپانسر ، ممکن است شرکت حمایت کننده مورد تائید شما نباشد که پیشاپیش عذرخواهی میکنم.

يا ميتوانيد از دكمه هاي زير براي اين كار استفاده كنيد 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 


           توجه : هزینه ای برای شما ندارد الا زحمت فشار انگشت بر ماوس !


|+| نوشته شده در 88/04/29 | نويسنده بچه پرو | داغ کن - کلوب دات کام Balatarin موضوع :دست نبشته هايم

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد